برای بتول صدرآبادی، معلم دبیرستان حداد در محله فجر، و شهروند محله ثامن ضربالمثل «ماهی را هر وقت از آب بگیری، تازه است»، چکیده زندگی پنجاهوششساله است.
محله
فجر
محله فجر تا حدود سال ۱۳۹۹ ابوذر نام داشت. این نام از خیابان ابوذر که یکی از خیابانهای اصلی محله است، گرفته شده بود. از حدود دو سال پیش بهدلیل اهمیت تقاطع غیرهمسطح فجر که از تقاطعهای مهم مشهد در دهه ۷۰ بوده و اکنون بزرگراههای شهید میرزایی و بابانظر را به هم متصل میکند و راه تشرف زائران به حرم مطهرنیز هست، نام محله فجر گذاشته شد.
محمد رجبزاده آبرود چهاردهه است در چهاردیواری ساعتسازی امید، ساعتهای مرده را تحویل میگیرد و به عقربههایشان جان تازه میبخشد.
غلامرضا پرکار مدیرمدرسه بازنشسته محله ابوذر است که کارش را از صفر شروع کرد و با تلاش از خدمتگزاری و بابای مدرسه مدرسه به سمت مدیری رسید.
ماریانا تا ۱۶ سال پیش در کشورش رومانی زندگی میکرد، مادرش استاد دانشگاه در رشته پزشکی بود که یکی از بهترین دانشجویانش جوانی ایرانی بود به نام غلامعلی که مارایانا را خواستگاری میکند. آنها ازدواج میکنند و بعد از ۹ سال به ایران میآیند.
محمد صفرزاده میگوید: کارم را با مقداری آهن، کوره آهنگری که خودم ساختم و ابزاری مانند چکش، پتک، سوهان، چرخ چاقو تیزکنی، سندون آهنگری و قیچی حلب بری شروع کردم و اوایل سیخ کباب، زغالگیر، خاکانداز و کلنگ میساختم.
سمانه شعرباف میگوید: پدرم که معلم بود، وصیت کرده بود «خانهمان؛ آموزشوپرورش ناحیه۵ را ترک نکن». پس از یک عمر سابقه تدریس در مدارس غیردولتی در آزمون استخدامی آموزشوپرورش پذیرفته شدم و اتفاقا ابلاغ محل خدمتم در یکی از مدارس ناحیه۵ خورد!
آخرین خاطره زهرا مصباح از صدای شادی فرزندانش که مشغول بازی با پدرشان بودند، در هنگامه شب ۲۳خرداد ۱۴۰۴ در شهرک شهیدچمران ثبت شد! همسر و دو فرزند زهراخانم در جریان انفجار حمله رژیمصهیونیستی شهید شدند.
نیایش نیکروی نوجوان کاراته کار محله فجر با پشتکار و حمایت خانواده، راه خود را از کسب اولین مدال استانی تا قهرمانی بینالمللی پیمود.
معبر شهید بابانظر۱۱ (میثم) از معابر اصلی محله فجر به شمار میرود که بزرگراه شهیدبابانظر را به بولوار شهید مفتح متصل میکند. دارای ۳۲ فرعی است و بیشتر کاربریهای آن را خانههای مسکونی و تجاریهای خطی تشکیل میدهد.
عباس قرآنی میگوید: آن روزها فقط چند خیابان محوری در کوی طلاب وجود داشت؛ ۲۰متری و ۳۰متری. خیابان میثم کنونی از خیابانهای اصلی بود که عبورومرور روستاییان از آن بود مرکز درمانی دیگری وجود نداشت.
بازارچهای هفتگی در طبقه زیرین مسجد امامخمینی (ره)، به محلی برای همدلی، کسب درآمد و اثبات توانمندی زنان محله تبدیل شده است.
محسن نادی یزدی با توجه به علاقهاش به تخمه و آجیل وارد این کار میشود و از سال۱۳۷۱ اولین تخمه داغی استان خراسان را در محله ابوذر بنا میکند.
حمید حافظ، کارآفرین محله میثم مدیر شرکت فنی و مهندسی است که در زمینه راهکارهای جامع فنآوری اطلاعات و الکترونیک فعالیت دارد و این کار را از سال ۱۳۸۶ آغاز کرده است.
سال ۶۱ بود که این زمین ۷۶۰ متری تبدیل به تنها مسجد محدوده چهارصد دستگاه شد و بخشی از هویت این محدوده شکل گرفت. هرکجای خیابان ابوذر که ایستاده باشی، کاشیکاریهای زیبا و منارههای بلند مسجدی را میبینی که جلوهگری میکند
علی محدثیخراسانی میگوید: قبلا بهصورت گاهگدار و کورسی، مسافرکشی میکردم، اما از سال۸۹ که بازنشسته یک شرکت تریکوبافی شدم، به آژانسی رفتم که در خیابان نوابصفوی بود. بعد از آن رانندگی برایم شغل شد.
علاقه محسن نادی به آجیل و تخمه، او را به یکی از تولیدکنندگان موفق آجیل و خشکبار تبدیل کرده و حالا خیابان ابوذر به قطب آجیل و خشکبار تبدیل کرده است.
مجید پورقربان در ستایش روحیات محمدرضا رحیمزاده میگوید: نگاه ستادی ندارد و خودش اول از همه پای کار اجرای هر برنامه است؛ برای او بچه چهارساله و من فرقی نداریم.
نازنینزهرا زحمتی نوجوان محله فجر بهطور حرفهای در ورزشی مثل طنابزنی فعال است. او در مسابقات متعدد این رشته شرکت کرده و موفق به کسب افتخاراتی شده است.
کربلایی محمد صفرزاده میگوید: یکی از شغلهای مهم قدیم، آهنگری بود. اصلیترین آهنگریهای مشهد در حوالی دروازهقوچان (میدان توحید فعلی)، بست پایینخیابان، کوچه سیابون و خیابان سرخس واقع بودند.
فاطمه صادقی که در طول مدت فعالیت ورزشی برای محلهاش افتخارات بسیاری ارمغان آورده، میگوید: ورزشهای رزمی باعث میشود فرد انرژی خود را حین ورزش تخلیه کند و در مواقع بحرانی زندگی، فردی آرام باشد.